FTP         E-Mail      بازگشت

     

- دانشگاه امام صادق عليه‌السلام - دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات - نشست‌ها و سخنرانيهاي علمي

Professors

Home
Up
نقد حال و آينده شوراي عالي ...
کاربرد جمعيت‌شناسي در ...
آسيب‌شناسي ديپلماسي ...
سکتاريانيسم و مدرنيته
جريان بين‌المللي تحريف تاريخ ايران
تحليل جامعه شناختي راهپيمايي ...
نقد حال و استراتژي آينده ...
پژوهش محوري در آموزش
معناي رأيي که رأي دهندگان ...
رابطه اقتصاد و سينما در ايران
ارتباطات تصويري و تصويرسازي ...
حال و آينده راديو در ايران
آسيب‌شناسي فرهنگي اينترنت ...
سير مطالعاتي نظريات جامعه ...
آسيب‌شناسي سياستگذاري ...
ريشه‌هاي تاريخي تحقيق در ...

آيين نامه ها

 

باسمه تعالي

گزارش نشست علمي معاونت پژوهشي دانشکده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات با عنوان: "کاربرد جمعيت‌شناسي در مطالعات فرهنگ و ارتباطات" که در تاريخ 25/1/86 روز شنبه برگزار شد.

 

1-  سخنران نشست آقاي دکتر محمدجلال عباسي عضو هيأت علمي و رئيس بخش مطالعات جمعيتي دانشگاه تهران بودند.

2-  ساعت برگزاري نشست 14 بود که در حدود 20/14 دقيقه آغاز شد.

3-  آقاي جعفری(عضو هيأت علمي دانشکده) با معرفي آقاي دکتر عباسي جلسه را آغاز کردند. از موارد ذکر شده در معرفي آقاي جعفري، رياست انجمن جمعيت‌شناسي ايران به مدت چهار سال و سابقه علمي بسيار بالاي جناب آقاي دکتر عباسي در امر مطالعات جمعيت‌شناسي ايران بود.

4-  سخنراني آقاي دکتر عباسي تا ساعت 40/15 دقيقه ادامه داشت. ايشان با تذکر اين نکته که جمع‌کردن سه حوزه مطالعاتي مختلف و گسترده (مباني جمعيت‌شناسي، بررسي مسائل جمعيتي ايران، فرهنگ و ارتباطات) در يک سخنراني دشوار است و دانشجوي جمعيت‌شناسي براي هر يک از دو عنوان اول حداقل 2 واحد مي‌گذرانند، اعلام کردند که قصد دارند با يک مرور سريع و اجمالي بر مباحث مقدماتي جمعيت‌شناسي، عمده وقت را به بررسي مسائل جمعيتي ايران از منظر فرهنگي اختصاص دهند.

5-  عناوين مطالب ايشان در بخش اول (مباني جمعيت‌شناسي) عبارت بود از: تعريف جمعيت‌شناسي، خاستگاه و سير تحول جمعيت‌شناسي، منابع داده‌هاي جمعيتي، ميزانها در جمعيت شناسي، تمايز مطالعات جمعيت‌شناختي و مطالعات جمعيتي، حوزه‌هاي تخصصي جمعيت‌شناسي.

-    تعريف جمعيت شناسي: در اين بخش ضمن برشمردن سه تعريف مهم بر يک تعريف عملي تأکيد کردند: جمعيت‌شناسي به مطالعه اندازه، ساخت و حرکات جمعيت‌هاي انساني و رابطه متغيرهاي جمعيت با ساير عوامل اقتصادي- اجتماعي مي‌پردازد.

-    خاستگاه و سير تحول: مباحثات در خصوص جمعيت سابقه‌اي طولاني دارد. طوري که به آثار افلاطون و کنفسيوس هم مي‌رسد ولي آثار جدي‌تر به اواخر قرن 16 و اوايل قرن 17 مي‌رسد که بر محوريت رياضيات سياسي و در آثار امثال گرانت، پتي و هالي تجلي يافت. در قرن 19 مالتوس با تبيين اصل تصاعد هندسي جمعيت در برار تصاعد حسابي مواد غذايي گامهايي نظري در اين عرصه برداشت. نهايتاً آشيل گيلارد فرانسوي واژه جمعيت‌شناسي را در قرن 20 وضع کرد و سپس در نيمه دوم اين قرن خصوصاً در اثر تحولات جمعيتي بوجود آمده در اثر جنگهاي جهاني اول و دوم اين علم بسيار گسترش و رشد يافت.

-    منابع داده‌هاي جمعيتي: سرشماريها، داد‌ه‌هاي ثبتي، آمارگيريهاي نمونه‌اي، ساير منابع

-    ميزانها(شاخصهاي جمعيتي): 1- ميزان خام مواليد: تعداد مواليد هر سال تقسيم بر کل جمعيت ميانه همان سال ضرب در 1000 ؛ 2- ميزان خام مرگ و مير: تعداد مرگ و مير هر سال تقسيم بر کل جمعيت ميانه همان سال ضرب در 1000؛ 3- ميزان خام افزايش طبيعي: تفاوت ميزان خام مواليد و ميزان خام مرگ و مير

-    تمايز مطالعات: مطالعات جمعيت‌شناختي به بررسي علمي متغيرهاي اصلي جمعيتي مي‌پردازد ولي مطالعات جمعيتي به رابطه مطالعات جمعيت شناختي با ساير متغيرهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي، نظامي، اقتصادي و ... مي‌پردازد.

-    حوزه‌هاي تخصصي: جمعيت‌شناسي رسمي (محض)، جمعيت‌شناسي رياضي، جمعيت‌شناسي بهداشت، جمعيت‌شناسي اقتصادي، جمعيت‌شناسي اجتماعي، جمعيت‌شناسي انسان‌شناسي(از دهه 90 گسترش يافت)، جمعيت‌شناسي تاريخي (در آکسفورد بسيار مورد توجه است)

6-  کاربرد جمعيت‌شناسي در فرهنگ و ارتباطات:

-    بررسي مسائل جمعيتي منطقه فرهنگي مورد مطالعه

-    بررسي موضوعات جمعيتي با توجه به فرهنگ آن جامعه

-    تعيين اولويتهاي سياستگذاري در حوزه جمعيت با توجه به ويژگيهاي منطقه‌اي و قومي

-    انتقال پيامهاي جمعيتي به خانواده‌ها و افراد جامعه (ارزشهاي مربوط به تشکيل خانواده، بعد خانوار، روابط زوجين در درون خانواده، پيامهاي بهداشتي براي کودک و مادر و ...)

7-  در ايران چهل سال است که رشته جمعيت‌شناسي در دانشگاه تهران وجود دارد. از سال 1383 سه دوره دکتري هم برگزار شده و در هر دوره 5 دانشجو پذيرفته شده است. بنابراين از گذشته جمعيتي ايران چيز زيادي در دست نيست و اولين سرشماري سال 1335 انجام شده است اما مرحوم دکتر اماني و دکتر سرايي با توجه به تکنيکهاي گذشته‌نگر سعي کرده‌اند به اطلاعاتي دست پيدا کنند. بر اساس اين مطالعه از سال 1255 تا 25-1320 هر سال به ازاي هر 1000 نفر 40 نفر تولد داشته‌ايم و از 1255 تا 5-1300 هر سال به ازاي هر 1000 نفر 35 نفر فوت داشته‌ايم که اين مرگ و مير از 1310 کاهش پيدا مي‌کند. خصوصاً پس از سالهاي 1355 که برنامه‌هاي سپاه دانش، سپاه بهداشت و سپاه ترويج در روستاها گسترش پيدا مي‌کند. نهايتاً از 1340 جمعيت ايران رو به افزايش مي‌گذارد. در اين ميان ايران برنامه کنترل جمعيت را نمي‌پذيرد و بنابراين افزايش جمعيت همچنان ادامه دارد. در نهايت شاه در سال 1345 زير بار کنترل مي‌رود و کارهايي شروع مي‌شود ولي تا دو دهه بعد همچنان جمعيت با افزايش پيش مي‌رود. هم اکنون نرخ مرگ و مير از 112 در هزار قبل از انقلاب به 26 در هزار رسيده است که پيشرفت بسيار بالايي است ولي باز با کشورهاي رده اول در اين امر مثل ژاپن (4 در هزار نفر) فاصله زيادي داريم.

8-  مهمترين عامل مرگ و مير در کشور به ترتيب، بيماريهاي قلبي، سرطان‌ها و حوادث است. که نرخ حوادث در جوانها بيشتر و در خانمها کمتر است. در اين خصوص مطالعات فرهنگي خصوصاً در حوزه انسان‌شناسي بهداشتي و غذايي و سبک زندگي ايرانيها مي‌تواند بسيار در تحليل علل اين پديده‌هاي جمعيتي کمک کند.

9-  يکي از نکات مهم در مسائل جمعيتي ايران تغيير ايده‌ها و نگرشهاي مردم در تعداد فرزندان ايده‌آل است. مثلاً مطالعه نسل دهه 50 (آنها که در دهة 50 ازدواج کرده‌اند) و نسل دهة 60 (آنها که در دهة 60 ازدواج کرده‌اند) و نسل دهة 70 (آنها که در دهة 70 ازدواج کرده‌اند) نشان مي‌دهد که فرزند ايده‌آل همگي آنها هم اکنون 2 فرزند است. همچنين مطالعه تطبيقي چهار استان آذربايجان غربي، گيلان، يزد و سيستان و بلوچستان نشان داد که غير از استان سيستان و بلوچستان حدود 70 درصد مردم سه استان ديگر 2 فرزند را تعداد ايده‌آل مي‌دانند. در گذشته ازدواج زود، آوردن فرزند زود و ختم فرزندآوري دير بود ولي امروزه ازدواج دير، زمان فرزند آوردن دير و ختم فرزندآوري نيز زود شده است و اين مابه‌ازاي فرهنگي، ارتباطي- اجتماعي خاصي دارد. مثلاً در اين شرايط خانمهاي ازدواج کرده ساعات فراغت فراواني خواهند داشت که مطالعه نحوة گذران اين ساعات از نظر فرهنگي بسيار مهم است. يا مثلاً‌ اينکه اگر باروري بيش از حد کاهش پيدا کند، باروريهاي ناخواسته پيش مي‌آيد و بالطبع سقط جنين زياد مي‌شود. حال در جامعه‌اي با فرهنگ ايراني – اسلامي آيا مي‌توان باروري را بيش از حد کاهش داد؟ و آيا به تبعات فرهنگي آن مثل سقط جنين فکر کرده‌ايم يا آن را پذيرفته‌ايم؟

10-  سال 1385 سال اوج جمعيت جوان ما بود و پس از اين سال جمعيت جوان رو به کاهش خواهد گذاشت. البته اين بحران جواني در آينده به يک بحران سالخوردگي خواهد رسيد در حالي جهتگيري‌هاي اصلي کشور و دولت جوانان است و ما به سالخوردگان توجه بسيار کمي داشته‌ايم. اين امر مي‌تواند در آينده ما را دچار مشکل کند.

11-  از ساعت 40/15 دقيقه پرسش و پاسخ آغاز شد که حدود چهار نفر از دانشجويان پرسشهاي خود را مطرح کردند و جلسه در ساعت 10/16 دقيقه خاتمه يافت.

 

علي جعفري

   

 آخرين تغييرات: 1خرداد ماه 1387

ايران_تهران_دانشگاه امام صادق عليه السلام- دانشکده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات    Copyright © 2006 Web Master of ISU