FTP         E-Mail      بازگشت

     

- دانشگاه امام صادق عليه‌السلام - دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات - نشست‌ها و سخنرانيهاي علمي

Professors

Home
Up
نقد حال و آينده شوراي عالي ...
کاربرد جمعيت‌شناسي در ...
آسيب‌شناسي ديپلماسي ...
سکتاريانيسم و مدرنيته
جريان بين‌المللي تحريف تاريخ ايران
تحليل جامعه شناختي راهپيمايي ...
نقد حال و استراتژي آينده ...
پژوهش محوري در آموزش
معناي رأيي که رأي دهندگان ...
رابطه اقتصاد و سينما در ايران
ارتباطات تصويري و تصويرسازي ...
حال و آينده راديو در ايران
آسيب‌شناسي فرهنگي اينترنت ...
سير مطالعاتي نظريات جامعه ...
آسيب‌شناسي سياستگذاري ...
ريشه‌هاي تاريخي تحقيق در ...

آيين نامه ها

 

باسمه تعالي

 گزارش نشست علمي معاونت پژوهشي دانشکده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات با عنوان: "تحليل جامعه شناختي راهپيمايي 22 بهمن" که در تاريخ 21/11/85 روز شنبه برگزار شد.

 

1-  سخنران نشست آقاي دکتر حسين کچوئيان، عضو هيأت علمي گروه جامعه‌شناسي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران بودند.

2-  نشست ساعت 40/14 دقيقه آغاز شد و تا ساعت 16 ادامه داشت.

3-  آقاي جعفری(عضو هيأت علمي دانشکده) با معرفي دکتر کچوئيان جلسه را آغاز و از اينکه دانشکده و دانشجويان براي دومين بار نشستي را با حضور ايشان تجربه ميکنند ابراز خرسندي کردند.

4-  سخنراني دکتر تا ساعت 30/15 ادامه داشت. ايشان با اين مقدمه که "فرايند تعيين مسأله در علوم اجتماعي از مشکلات اين رشته علمي در ايران است" آغاز کردند. توضيح اينکه نظريه‌ها در هر علمي به عينک يا پنجره‌اي مي‌مانند که امکان بررسي عالم واقع را به ما مي‌دهند و نظريه‌هاي علوم اجتماعي نيز خارج از اين نيستند. از طرف ديگر هر نظريه در عين حال که بخش يا بخشهايي از واقعيت را برجسته مي‌کند، منجر به بي‌توجهي، غفلت و تاريک نگه‌داشتن واقعيتهاي ديگر نيز مي‌شود. حال اگر در اساس يک علم برخي پيش فرضهاي بنيادين يا گزاره‌هاي حاکم وجود داشته باشد بصورت طبيعي آن علم(از جمله علوم اجتماعي) به فعالين مرتبط با خود جهت‌گيريها و شم علمي خاصي را القا مي‌کند. در اين فرايند امکان داد بسياري از مسائل و وقايع ناديده گرفته شود.

5-  دکتر کچوييان در ادامه برخي از مسائل مهم اجتماعي و جامعه‌شناختي را که بواسطه اقتضائات القايي علوم اجتماعي به حاشيه رانده شده بر شمرد از جمله اينکه:

1-  تقريباً هيچ توضيح و تبيين قابل اتکاء نمي‌توان در علوم اجتماعي يافت که به مقاومت شصت ساله فلسطين پرداخته باشد يعني اين پديده مهم تاريخي از کل گسترة علوم اجتماعي حذف شده است.

2-  جنگ تحميلي عليه ايران علي‌رغم اهميت فوق‌العاده بواسطة هشت سال مقاومت يک ملت در برابر سي و پنج کشور قدرتمند دنيا و امور ديگر باز از آسيب‌ناديده گرفته شدن از سوي جريانات علوم اجتماعي بي‌بهره نبوده است.

3-  و نهايتاً راهپيمايي‌هاي هر ساله 22 بهمن در کشور جمهوري اسلامي که پديده اجتماعي ـ ارتباطي ـ فرهنگي ـ سياسي بي‌مانندي در دنياست به همين سرنوشت دچار شده است.

 

6-  ادامه صحبت دکتر کچوئيان به تبيين جامعه شناختي راهپيمايي‌هاي 22 بهمن گذشت که برخي نکات مهم آن چنين است:

-    اينکه يک سيستم (نظام) سياسي 27 ساله يا بيش از آن داشته باشيم امر خيلي عجيبي نيست و سيستم‌هاي بسياري از کشورها عمر بسيار بيشتري از جمهوري اسلامي دارد اما اينکه يک انقلاب 27 ساله تداوم داشته باشد يک مسأله بي‌نظير است. بين تداوم يک سيستم سياسي و تداوم حضور مردم به شکل انقلابي در يک سيستم (22 بهمن) تفاوت زيادي وجود دارد. يعني اگر راهپيمايي 22 بهمن نباشد شايد نظام سياسي سالهاي سال دوام بياورد ولي انقلاب قطعاً از بين خواهد رفت.

-    شايد بگوييد انقلاب فرانسه 100 سال طول کشيد ولي باز اين انقلاب با انقلاب ما قابل مقايسه نيست چون چندين فراز و فرود اساسي و تغيير و تحول بنيادي را تجربه کرد که يکدستي و بساطت و تداوم انقلاب را بالکل خدشه دار کرده است.

-    تداوم انقلاب يعني تداوم عمل و جنبش اجتماعي که مقصد اوليه و هميشگي‌اش ايجاد تغيير در ساختارهايي هستند که در جهان وجود دارند! دو فرض بيشتر پيش پاي يک انقلاب وجود ندارد: 1- تغيير ساختارهاي موجود جهاني به نفع انقلاب 2- تسليم تدريجي به  نظم جهاني موجود و مرگ. حال اينکه "موازنه اين دو فرض براي انقلاب اسلامي کجاست؟" يکي از مهمترين بحثهاست.

-    غربي‌ها مي‌خواستند انقلاب ايران را به داخل خودش برگشت بدهند و از درون متلاشي‌اش کنند ولي موفق نشدند لذا از زمان ريگان مهار انقلاب ايران شد مهار خارجي اش نه داخلي. الان که در مهار خارجي آن هم به مشکلات بسياري برخورده‌اند!

-    چه گوارا يک بحثي با عنوان "انقلاب دايمي" مطرح کرد. يعني انقلاب در يک جا مستلزم انقلاب در کل جهان است. نمي شود يک جاي جهان درست شود ولي بقيه جهان غلط بماند! بخصوص در انقلاب ما که داعيه يک انقلاب تمدني را دارد!

-    حال سؤال اصلي اين است که چه شده است که يک انقلابي توانسته 27 سال خودش راتداوم بخشد؟ در پاسخ به اين سوال است که مسأله 22 بهمن برجسته مي‌شود. چون راهپيمايي اين روز يک مناسک معمولي نيست که در سالگرد استقلال يا انقلابها مثل آنچه براي انقلاب 17 اکتبر روسيه هر ساله برگزار مي شود؛ يا مراسم سالگرد استقلال آمريکا نيست، بلکه يک حضور واقعي است. 22 بهمن حتي يادآوري انقلاب نيست بلکه انجام مجدد آن است. احياء مجدد نيرو و توان انقلابي به نوترين شکل!‌

-    جالب اينکه در آستانه اکثر راهپيمايي‌هاي 22 بهمن، انقلاب معمولاً دچار يک گره يا مشکل مي‌شود که از طريق حضور مردم حل شده است. يعني کاملاً به شکل عيني سرنوشت انقلاب به سرنوشت 22 بهمن و حضور مردم وابسته شده است. دقيقاً به اين علت است که اضطراب نسبت به نيامدن مردم در صحنه هميشه وجود داشته است چون واقعاً اگر مردم نيايند از فردا بايد سر ميز مذاکره با امريکا بنشينيم و کم کم عقب‌نشيني کنيم!

-    با اين وضعيت اعلام‌هاي چند سال اخير رهبري در روزهاي پيش از راهپيمايي مبني بر اينکه مردمي بودن نظام‌ را در اين روز خواهيد ديد نشان از ظرفيت مردمي بالاي انقلاب بود. هيچ سيستم سياسي به خود اجازه نمي‌دهد دست به چنين ريسکي بزند.

-    بدين جهت 22 بهمن براي دشمن خيلي مهم است. مثلاً در جنگ هميشه مي‌گفتند راهپيمايي‌ها را مي‌زنيم در حالي که قرار نبود و اصلاً امکان اين نبوده است که از اين راهپيمايي يک استفاده نظامي – عملياتي عليه دشمن بشود ولي عراق دائم آن را تهديد مي‌کرد چون واقعاً مؤثرترين عامل حفظ انقلاب است.

-    22 بهمن از اين جهت هم که در مقايسه با انتخابات "هزينه بردار" است بسيار مهمتر از انتخابات است. اصولاً در انتخابات رأي دادن هيچ هزينه آبرويي، جاني، هويتي و ... ندارد لذا اگر فردا براي از بين بردن جمهوري اسلامي رفراندوم برگزار شود همة ضدانقلاب پاي صندوق رأي مي‌آيند ولي 22 بهمن داراي هزينه بالا براي انقلاب است از اين جهت که اقل هزينه آن دغدغه‌مندي براي بقا و نابودي سيستم است! يعني يک روي سکه هر 22 بهمن نابودي سيستم است. خصوصاً وقتي تهديدات قبل از راهپيمايي دشمن (مثل امسال) بسيار بالاست.

-    کم هزينه بودن رأي دادن منجر مي شود که هيچ سستمي مشروعيت خود را بند به آن نکته و لذا علي‌رغم همه شعارها و ژست‌هاي سياسي هيچ سيستمي با انتخابات بوجود نيامده است و حتي از بين هم نمي‌رود. انتخابات حداکثر يک جابجايي در قدرت بوجود مي‌آورد(آنهم اگر صوري و کاذب نباشد که در خيلي از موارد کاذب است!) . خلاصه اينکه بدون نبرد و جنگ، سيستم‌ها نمي‌آيند و نمي‌روند و براي همين جنگ جزء جدايي‌ناپذير زندگي انساني است.

-    مجموعه مباحث فوق علت حضور مردم را در راهپيمايي 22 بهمن کاملاً معمايي مي‌کند. يعني معلوم نيست چرا علي‌رغم همه مشکلات، جو منفي، انتقادات و بدبيني‌هايي که نسبت به سيستم جمهوري اسلامي هست، در 22 بهمن اکثريت به خيابان مي‌آيند! فقط مي‌توان گفت ابزارهاي تئوريک موجود قادر به حل اين معما نيست و بايد به سراغ تبيين‌هاي ديگري رفت که مدلولات تئوريک آن هنوز بوجود نيامده است.

-    شايد خداوند مي‌خواهد جريان تاريخ را دگرگون کند و در آن کارهاي ديگري انجام دهد! نشانه‌هاي احياء يک تاريخ جديد و خيزش نيروهاي تاريخي از نوع ديگر در ايران مشهود است.

7-  آقايان آخوندي، يوسفي، جعفري(دانشجوي دکتري) از سؤال کنندگان بودند و حجه‌الاسلام دکتر سعيد مهدوي‌کني معاونت آموزشي دانشکده نيز از نيمه دوم نشست در آن حضور يافتند.

   

 آخرين تغييرات: 1خرداد ماه 1387

ايران_تهران_دانشگاه امام صادق عليه السلام- دانشکده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات    Copyright © 2006 Web Master of ISU