FTP         E-Mail      بازگشت

     

- دانشگاه امام صادق عليه‌السلام - دانشكده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات - نشست‌ها و سخنرانيهاي علمي

 

باسمه تعالي

گزارش نشست علمي معاونت پژوهشي دانشکده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات با عنوان: " رابطه اقتصاد و سينما در ايران" که در تاريخ 4/9/85 روز شنبه برگزار شد.

 

1-    سخنران نشست آقاي عليرضا رضاداد، رئيس بنياد سينمايي فارابي از سال 1381 تاکنون، مدرس دانشکده صدا و سيما و از مديران با سابقه صدا و سيماي پس از انقلاب اسلامي بودند.

2-    آقاي جعفری(عضو هيأت علمي دانشکده) با معرفي آقاي رضاداد به دانشجويان، جلسه را آغاز کردند. از موارد ذکر شده در معرفي آقاي جعفري تأکيد بر وجوه مديريتي و بيشتر عملياتي شخصيت سينمايي جناب رضاداد بود و اينکه دانشجويان سؤالات خود را بيشتر متوجه تجربيات مديريتي ايشان کنند.

3-    آقاي رضاداد با بيان اين مطلب که براي درک جايگاه سينماي ايران در مجموعه جهاني سينما بايد يک مطالعه اجمالي مقايسه‌اي انجام داد به بيان يکسري آمارها در شاخص‌هاي مختلف سينماي کشورهاي مختلف جهان پرداختند. از نظر ايشان سينما يعني مجموعه زنجيرة به هم پيوسته 1- سالن، 2- تماشاگر، 3- ميزان توليد، 4- ميزان درآمد. اهم آمارهاي بيان شده به شرح ذيل است:‌

-  کلاً 30 کشور در جهان صاحب صنعت توليد سينما هستند که ايران جزو آنهاست ولي از نظر سالن و سرمايه‌گذاري توليد و سود جزو کشورهاي صاحب سينما محسوب نمي‌شويم.

-  کل سرمايه‌گذاري سينما در جهان در سال 2004،  22 ميليارد و 609 ميليون دلار بوده است که همين حدود نيز از اکران به سينما بازگشته است. بنابراين سود اصلي سينما در جهان از نمايشهاي خانگي و تلويزيوني حاصل مي شود.

-  البته ميزان فروش و درآمد بسته به خود کشورها، نوع فيلمها، زمان سانسها متغير است.

-  قيمت تمام شده يک فيلم بطور متوسط در آمريکا 22 ميليون دلار است و در هند حدود 120 ميليون تومان. بنابراين هنديها با 115 ميليون دلار در سال 926 فيلم مي سازند. البته از اين تعداد حدوداً 100 فيلم مطرح و از ميان آنها هم فقط 20 فيلم برتر وجود دارند و سطح بقيه نازل است.

-  در ايران قيمت تمام شده هر فيلم به طور متوسط 250 ميليون تومان است. در ايران در هر سال 50 تا 70 فيلم ساخته مي‌شود که اين ميزان ما را جزو 5 تا 15 کشور اول قرار مي‌دهد.

-  از نظر درآمد سالن به ترتيب آمريکا با 10 ميليارد، ژاپن 2 ميليارد، انگليس و فرانسه با 1 ميليارد و هند با 700 ميليون دلار قرار دارند.

-  البته تايوان، چين، کره، ترکيه، سنگاپور، تلاش زيادي را براي سرمايه‌گذاري در سالن و توليد فيلم آغاز کرده‌اند که مطالعه آنها (به عنوان کشورهاي آسيايي) براي ما مفيد است. چين در 5-6 سال گذشته وارد فرايند توليد مشترک با آمريکا نيز شده است و اين در فروش فيلمهاي چيني بسيار مؤثر خواهد بود.

-  يکي از اهداف اصلي چين از سرمايه‌گذاري و توليد مشترک با آمريکا در سينما بهبود سالنهاي سينماي اين کشور است. در اين کشور از 93 هزار سالن در چند سال اخير فقط 38 هزار باقي مانده است لذا چين مي‌خواهد اين ظرفيت را دوباره پر کند در حاليکه در آمريکا26 هزار سالن به 36 هزار، در فرانسه 4300 به 5300، در آلمان 3700 به 4800، اسپانيا 1800 به 4300، ژاپن 1700 به 3800، کره 629 به 1400، ترکيه 410 به 1030، افزايش يافته است. در مورد هند هم شاهد تنزل سالن از 12000 به 10000 هستيم.

-  در ايران قبل از انقلاب اسلامي، 500 سالن وجود داشت که الان 300 سالن باقي مانده است که از اين تعداد فقط 220 مورد فعال است در حالي که جمعيت نيز دو برابر شده است و اين يعني تقليل ظرفيت سينما به 4/1 (يک چهارم) قبل.

-  بليطهاي فروخته شده به نسبت جمعيت آمريکا 2/5 در سال است. اين نسبت در ايسلند 4/5، سنگاپور 1/5، تايوان 8/3، اسپانيا 4/3، هند 2/3 و ايران 25/0 است. يعني در هر 4 سال از هر نفر ايراني يک نفر يک بليط مي‌خرد!

-  85% فيلمهاي غيربومي سينماهاي جهان آمريکايي است که از ميان فيلمهاي آمريکايي بار اصلي فرهنگي به عهده 100 فيلم و از ميان آنها هم تعداد مهمترين آنها 10 فيلم است که لوکوموتيو کل سينما آمريکاي محسوب مي‌شوند. 90 درصد از اين 100 فيلم در اختيار 7 کمپاني اصلي توليد است که هاليوود را در کنترل خود دارند.

-  کل درآمد ما از سينما در ايران در سالهاي اخير حداکثر 20 ميليارد تومان است که از اين 50 درصد سهم سينماها و 35 درصد الي 40 درصد درآمد توليد کننده و 10 تا 15 درصد هم هزينه هاي اکران مثل تبليغ است.

-  کلاً يک هزارم درآمد کل سينما در جهان از آن ايران است. اين در حاليست که فقط بيست فيلم توان رساندن دخل و خرجشان را به هم دارند و بقيه در اکران ضرر مي‌کنند. بنابراين سود اکران در سينماي ايران در حدود حداکثر 5 فيلم در سال تعلق مي‌گيرد که البته در سالهاي مختلف، متفاوت بوده است.

-  80 درصد درآمد کل سينماي ايران از طريق 30 سالن تأمين مي‌شود يعني اگر بقيه سالنها را هم تعطيل کنيم بيش از 30 درصد ضرر نمي‌کنيم. "سينما فرهنگ" به تنهايي يک ميليارد از 14 ميليارد درآمد سينماي ايران را کسب مي‌کند.

-  در حقيقت با اتخاذ سياستهاي حمايتي دولت از طريق بنياد فارابي بيشتر به دنبال تأديه خسارت توليدکنندگان با 5/2 ميليارد تومان بودجه‌اي است که در اختيار دارد و علاقه هم دارد از مجراي اين کمک اثر فرهنگي نيز بر سينما بگذارد ولي اين اثر خيلي قوي نمي‌تواند باشد.

 

4-    ايشان پس از بيان آمارهاي تطبيقي مشکل سينماي ايران را مشکل کسب درآمد و محدوديت در اکران، توزيع و فروش دانستند. اين محدوديت در حاليست که سالانه حدود 2000 تا 3000 فيلم کوتاه ساخته مي‌شود که بيانگرظرفيت نيروي انساني سينماي ايران است و اصلاً فرصت اکران پيدا نمي‌کنند.

5-    ايشان مجموعاً 3 راه حل براي حل اين مشکل پيشنهاد دادند:

-  استانداردسازي در توليد: هر فيلم در ايران اصولاً اگر استانداردهاي جهاني توليد را داشته باشد نبايد زير يک ميليارد تمام شود. اگر اينگونه باشد تهيه کننده از ابتدا به فکر سرمايه‌گذاري و سود اکران خارج از ايران مي‌افتد.

-  پس بايد به سمت نهضت سالن‌سازي حرکت کنيم تا فرصت بهره‌برداري مخاطب افزايش پيدا کند.

-  بايد توليد مشترک و پخش جهاني را جدي بگيريم چون ريسک سرمايه‌گذاري را پايين مي‌آورد.

6-    از مزيت‌هاي مهم سينماي ايران وجود 600 کارگرداني است که هر يک حداقل يک فيلم ساخته‌اند و اين پتانسيل بزرگي براي حرکت است.

7-    يکي از علل اصلي ضعف سينماي ايران عدم مشروعيت آن در طول دورانهاي مختلف و حتي هم‌اکنون بوده است و نشانة آن عدم حرکت خيرين و متدينان به ساخت سينما به اندازه فعاليتهاي مؤثر ديگري مثل مدرسه است.

8-    از عوامل مديريتي ضعف سينماي ايران آمد و رفت کوتاه مدت مديران سينمايي است. متوسط طول مديريت در سينماي ايران در 10 سال گذشته 2 سال و نيم بوده است.

9-   تجربه نشان مي‌دهد سياست واگذاري مديريت مديريت فکر که پس از دوم خرداد 76 انجام شد با اين استدلال که امروز سينماي ايران به جايي رسيده است که مي‌تواند خود کنترلي داشته باشد نتايج مثبتي حداقل در کوتاه مدت در بر نداشته است، بلکه آنچه مي‌تواند پاسخگو باشد اتخاذ سياست تنوع در توليد فکر و بالا بردن امکان انتخاب سينماگران در عين اعمال مديريت جدي است.

10-     پرسش و پاسخ تا ساعت 16 ادامه داشت و آقايان لساني، جعفري،(دانشجوي دکتري)، دکتر بشير معاونت پژوهشي دانشکده و ... سؤالات خود را مطرح کردند. دکتر بشير و دکتر باهنر اساتيد حاضر در نشست بودند. آقاي احمدزاده (دانشجوي دکتري مديريت رسانه و مدير کل فرهنگي دانشگاه) نيز از ديگر حاضران در نشست بود.

 

Professors

Home
Up
نقد حال و آينده شوراي عالي ...
کاربرد جمعيت‌شناسي در ...
آسيب‌شناسي ديپلماسي ...
سکتاريانيسم و مدرنيته
جريان بين‌المللي تحريف تاريخ ايران
تحليل جامعه شناختي راهپيمايي ...
نقد حال و استراتژي آينده ...
پژوهش محوري در آموزش
معناي رأيي که رأي دهندگان ...
رابطه اقتصاد و سينما در ايران
ارتباطات تصويري و تصويرسازي ...
حال و آينده راديو در ايران
آسيب‌شناسي فرهنگي اينترنت ...
سير مطالعاتي نظريات جامعه ...
آسيب‌شناسي سياستگذاري ...
ريشه‌هاي تاريخي تحقيق در ...

آيين نامه ها

 

 

 آخرين تغييرات: 1خرداد ماه 1387

ايران_تهران_دانشگاه امام صادق عليه السلام- دانشکده معارف اسلامي و فرهنگ و ارتباطات    Copyright © 2006 Web Master of ISU