1- سخنران نشست آقاي دکتر حسامالدين آشنا، عضو هيأت علمي گروه ارتباطات و
فرهنگ بودند.
2- سخنراني ارائه شده بر محور مقالهاي از آقاي دکتر آشنا به همين عنوان
بود که در تابستان سال 85 در کنفرانس دوسالانه ايران شناسي لندن ارائه شده
بود که البته محتواي اصلي آن بخشي از پاياننامه دکتري ايشان در دانشگاه
امام صادق عليه السلام محسوب ميشود.
3- قسمت اول سخنراني دکتر آشنا به توضيح و تبيين يک مدل نسبتاً مهم و کلان
در ديپلماسي عمومي به عنوان چهارچوب نظري بحث اختصاص داشت که به پيوست آمده
است.
نکته مهم اين مدل که مورد تأکيد سخنران بود ديدگاه نظري ايشان در خصوص تقدم
"هويت ملي" بر "منافع ملي" در تعيين اولويتهاي ديپلماسي عمومي است. بدين
معني که آنچه در ديپلماسي عمومي مهم است و مؤلفههاي اصلي آن را تشکيل
ميدهد معمولاً و يا حداقل در مورد آمريکا هويت ملي آمريکايي است تا منافع
ملي آنها در حالي که ديپلماسي سنتي عمدتاً بر محوريت منافع ملي تعريف
ميشود. بر اين اساس سؤال اصلي ما مطرح ميشود:
"شما به عنوان يک ايراني اگر نشريه سفارت امريکا را بطور مرتب مطالعه
ميکرديد چه تصويري از آمريکا، چه تصويري از ايران و چه تصويري از رابطه
آنها ميديديد؟"
4- ايشان ضمن تعريف ديپلماسي عمومي که بر محوريت هويت ملي تعريف ميشود
توضيح دادند که مؤلفههاي هويت ملي آمريکايي را از مجموعه تأليفات، تحقيقات
و تبليغات موجود در اين حوزه فراهم کردهاند. در خصوص مؤلفههاي منافع ملي
آمريکا نيز به سراغ اسناد رسمي سياستگذاري آن کشور خصوصاً مصوبات شوراي
روابط خارجي آمريکا رفتهاند.
5- پس از آن نوبت به مشخص کردن حوزه بحث رسيد. توضيحات ايشان نشان داد که
مطالعه موردي اين مقاله ذيل بخش ديپلماسي ارتباطي مدل مذکور و در بخش
تبليغات اين ديپلماسي بر روي مجله "مرزهاي نو" صورت گرفته است. ايشان گفتند
که در پاياننامه دکتري در خصوص ديپلماسي فرهنگي آمريکا در ايران خصوصاً در
بخش آموزش آن و بر روي مورد بورس فولبرايت نيز کارکردهاند که آن کار را
طي مقالهاي بعداً منتشر خواهند ساخت. سپس ضمن مرور تاريخ روابط آمريکا و
ايران از 1856 (آغاز روابط سياسي) تا 1979 (انقلاب اسلامي) مشخص کردند که
مطالعه ايشان بين مدت تصويب قانون مصونيت آمريکاييها در ايران
(کاپيتالاسيون)(1964) تا انقلاب اسلامي (1979) را دربرميگيرد.
از ويژگيهاي اين دوران حضور 40 هزار مستشار نظامي آمريکا در ايران، 50 هزار
زبان آموز زبان انگليسي، وجود چندين ده هزار دانشجوي ايراني در آمريکا،
حضور تعداد زيادي استاد دانشگاهي آمريکايي در ايران و بطور خلاصه حاکميت
بلامنازع امريکا بر اقتصاد، فرهنگ و سياست ايران بوده است.
6- در اين تحقيق مجموعاً 1251 عکس از مجله مرزهاي نو را تحت 23 پرسش اصلي
با استفاده از روش تحليل محتوا بررسي شده بود که مجموعه کدهاي اين بررسي
376 عدد بوده که تقريباً 49473 سلول اطلاعاتي را شامل ميشود.
7- بخشي از يافتههاي توصيفي به شرح ذيل است:
- در ماهنامه مرزهاي نو نسبت تصوير به کل سطح زير چاپ تهران 33 درصد است
که حتي از نشريات متداول آن روز اروپا که تصاوير حداکثر 18 درصد سطح زير
چاپ را اشغال ميکردند قابل توجه است.
- 82 درصد تصاوير عکس است که 25 درصد آنها رنگي است که نشان از هزينه
بالاي توليد است.
- 46 درصد عکسها از تصاوير آرشيوي آژانس اطلاعات آمريکا و 23 درصد از ميان
نشريات وابسته به کمپانيهاي بزرگ بوده است.
- عکسهاي اين نشريه بيشتر در اندازه متوسط، در قسمت بالا و پايين صفحات
داخلي، مملو از تصاوير جذاب آمريکاييها(70 درصد) و بيشتر از هر قشر نماينده
طبقه متوسط و مرفه آمريکايي (15 درصد) است. در اين تصاوير اکثر گروههاي سني
و جنسي حضور دارند اما بيشتر مردان بزرگسال ديده ميشوند(51 درصد)
- تصاوير بيشتر راوي زمان حال (83 درصد) بوده، به گونهاي بيشتر يکسويه
(73 درصد)، جهت گيري به سمت تجليل از نظام و قدرت علمي و فني(24 درصد) براي
ارائه جايگاهي برتر از آمريکا به عنوان سرزميني زيبا، قوي، بزرگ، پيشرفته،
مرفه و ياريگر (73 درصد) در پيامهاي تصويري آن موج ميزند.
- اين تصاوير بيشتر مروج ارزشهايي چون پيشرفتگرايي(21 درصد)، کنترل بر
محيط و طبيعت(15 درصد) و علمگرايي (14 درصد) در حيطه فناوريهاي مهندسي(13
درصد) و فعاليتهاي بيشتر مربوط به پژوهش و آزمايش (13 درصد) است.
- مخاطبان بالقوه نشريه را بايد در ميان مردان و زنان بزرگسال ايراني (53
درصد) در تمامي گروههاي مرجع اجتماعي و شغلي(37 درصد) جستجو کرد.
8- يافتههاي تبييني موارد زيادي را شامل ميشود که برخي از مهمترين آنها
عبارتند از:
- تصاوير ايران همواره در ربط با تصاوير آمريکا مطرح ميشود
- پيشرفتهاي تمدني آمريکا به صورتي متوازن و همبسته نمايان ميشود
- تاريخ از منظر هنر و همواره در پيوند با هنرهاي تاريخي نمايانده ميشود
- چهره متوازني از پيوند ميان زن و مرد ارائه ميشود
- چهره خانواده سلطنتي ايران بيشتر در ربط با مسائل ملي يا آمريکا و چهره
حکومتگران آمريکا در ربط با مسائل بينالمللي مطرح ميشوند
- همواره علم، پيشرفت، کنترل، ماديگرايي و آيندهگرايي در پيوند با يکديگر
مطرح ميشود، مصرفگرايي و لذتگرايي دو ارزش همبسته در حوزه اقتصاد است و
چهار ارزش آزاديگرايي و قانونگرايي و فردگرايي و ياريگري نيز جنبههاي
متعارض ارزشهاي آمريکايي را مينماياند. اين شبکه ارزشي، در مجموع
ايدئولوژي صادراتي آمريکا را شکل ميدهد.
9- جمعبندي نهايي نشان ميدهد که تأثيرپذيري ديپلماسي فرهنگي از هويت ملي
آمريکا بسيار بيشتر از منافع ملي آمريکاست. از طرف ديگر دستاندرکاران
حرفهاي و خٌرد ديپلماسي امريکا به نحو بسيار خوب توانسته بودند سياستهاي
اصلي آمريکا را در عرصه ديپلماسي عمومي در اعمال خٌرد تبليغاتي خود دخالت
دهند. به عبارت ديگر فاصلهاي بين سياستگذاري و اجرا در اين حوزه وجود
نداشت چيزي که خلاء آن بسيار در کشور ما احساس ميشود.